دیروز همسایه ام از گرسنگی مرد ، در عزایش گوسفندها سربریدند

در بیکرانه زندگی دو چیز افسونم کرد ، آبی آسمان که می بینم و میدانم نیست و خدایی که نمی بینم و میدانم که هست.

روزگاریست که شیطان فریاد می زند: آدم پیدا کنید! سجده خواهم کرد.


گاهی گمان نمیکنی ولی میشود ، گاهی نمی شود که نمی شود! گاهی هزار دوره دعا بی اجابتست! گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود! گاهی گدای گدایی و بخت یار نیست! گاهی تمام شهر گدای تو می شود