دیروز همسایه ام از گرسنگی مرد ، در عزایش گوسفندها سربریدند
در بیکرانه زندگی دو چیز افسونم کرد ، آبی آسمان که می بینم و میدانم نیست و خدایی که نمی بینم و میدانم که هست.
روزگاریست که شیطان فریاد می زند: آدم پیدا کنید! سجده خواهم کرد.
گاهی گمان نمیکنی ولی میشود ، گاهی نمی شود که نمی شود! گاهی هزار دوره دعا بی اجابتست! گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود! گاهی گدای گدایی و بخت یار نیست! گاهی تمام شهر گدای تو می شود
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان ۱۳۹۲ ساعت 2:31 توسط nader alizadeh
|