تو شادی گذشته امی  بخت سعید رفتمی

بسمه تعالی
جناب آقای سعادت  انتخاب بجا و شایسته حضرتعالی به سمت اسانداری استان آذربایجانغربی را برای شما و جامعه سرفراز استان آذربایجانغربی صمیمانه تبریک عرض نموده و از خداوند منان توفیق روز افزون برای حضرتعالی آرزومندم.



نادر علیزاده


خبر فوری، سعادت رسماً استاندار آزربایجان غربی شد

اؤیرنجی سسی: دقایقی پیش هیئت دولت با استانداری "قربانعلی سعادت" برای آزربایجان غربی موافقت کرد و وی رسماً استاندار این استان شد .
 

خبر فوری، سعادت رسماً استاندار آزربایجان غربی شد

اؤیرنجی سسی: دقایقی پیش هیئت دولت با استانداری

برای یافتن مروارید  به دریا مرو، شاید در گریبان خودت باشد


رود میرود و رود بار می ماند ، دوست میرود و یادگار می ماند .

 هیچ موقع مغرور نشوید ، چون آبشار در اوج سقوط میکند .

زندگی جدولی است که جایزه پر کردن خانه های آن ، مرگ است


 هیچ انسانی دشمن دیگری نیست بلکه معلم اوست .

اگر اولش به فکر آخرش نباشی آخرش به فکر اولش می افتی .

هیچ کسی جز خود ما مسئول بدبختی ها و یا خوشبختی های ما نیست .

هیچ کار بزرگی بدون اراده بزرگ میسر نیست .

هر شادی با رنجی بدست می آید و هر رنجی با شادی از بین میرد 


 ارباب دیگران بودن آسان است ، بر خود حکومت کردن دشوار است .

 اگر به شما عشق ورزیده میشود ، عشق بورزید و شایسته این عشق باشید .
 عاشق آنکس باش که به دو طرفه بودن عشق اصرار دارد .

Image and video hosting by TinyPic

در دوستی صمیـمیـت و محبـت را فراموش نکنیم و برای دوست خود یه دوست صادق وبا ادب باشیم

دیروز همسایه ام از گرسنگی مرد ، در عزایش گوسفندها سربریدند

در بیکرانه زندگی دو چیز افسونم کرد ، آبی آسمان که می بینم و میدانم نیست و خدایی که نمی بینم و میدانم که هست.

روزگاریست که شیطان فریاد می زند: آدم پیدا کنید! سجده خواهم کرد.


گاهی گمان نمیکنی ولی میشود ، گاهی نمی شود که نمی شود! گاهی هزار دوره دعا بی اجابتست! گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود! گاهی گدای گدایی و بخت یار نیست! گاهی تمام شهر گدای تو می شود

من شادی را دوست دارم و برای بدست آوردنش  جنگیدم

اگه شادی بیاد تو زندگیت دنیا چقدر زیبا تر میشود

فراموش مکن تا باران نباشد رنگين کمان نيست تا تلخي نباشد شيريني نيست و گاهي همين دشواري هاست که از ما انساني نيرومند تر و شايسته تر مي سازد خواهي ديد ، آ ري خورشيد بار ديگر درخشيدن آغاز مي کند

تو را هيچگاه نمي توانم از زندگي ام پاک کنم چون تو پاک هستي مي توانم تو را خط خطي کنم که آن وقت در زندان خط هايم براي هميشه ماندگار ميشوي و وقتي که نيستي بي رنگي روزهايم را با مداد رنگي هاي يادت رنگ مي زنم

عجب صبری خدا دارد!

اگر من جای او بودم.

همان یک لحظه اول ،

که اول ظلم را میدیدم از مخلوق بی وجدان ،

جهانرا با همه زیبایی و زشتی ،

بروی یکدیگر ،ویرانه میکردم.



عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم .

که در همسایه ی صدها گرسنه ، چند بزمی گرم عیش و نوش میدیدم ،

نخستین نعره مستانه را خاموش آندم ، 

بر لب پیمانه میکردم .



عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم .

که میدیدم یکی عریان و لرزان ، دیگری پوشیده از صد جامۀ رنگین

زمین و آسمانرا 

واژگون ، مستانه میکردم .



عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم .

نه طاعت می پذیرفتم ،

نه گوش از بهر استغفار این بیدادگرها تیز کرده ،

پاره پاره در کف زاهد نمایان ،

سبحۀ، صد دانه میکردم .



عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم .

برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان ،

هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو ،

آواره و ، دیوانه میکردم .



عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم .

بگرد شمع سوزان دل عشاق سر گردان ،

سراپای وجود بی وفا معشوق را ،

پروانه میکردم .



عجب صبری خدا دارد ! 

اگر من جای او بودم .

بعرش کبریایی ، با همه صبر خدایی ،

تا که میدیدم عزیز نابجایی ، ناز بر یک ناروا گردیده خواری میفروشد ،

گردش این چرخ را 

وارونه ، بی صبرانه میکردم .



عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم.

که میدیدم مشوش عارف و عامی ، ز برق فتنۀ این علم عالم سوز مردم کش ،

بجز اندیشه عشق و وفا ، معدوم هر فکری ،

در این دنیای پر افسانه میکردم .



عجب صبری خدا دارد !

چرا من جای او باشم .

همین بهتر که او خود جای خود بنشسته و ،تاب تماشای تمام زشتکاریهای این مخلوق را دارد،!

و گر نه من بجای او چو بودم ،

یکنفس کی عادلانه سازشی ،

با جاهل و فرزانه میکردم .

عجب صبری خدا دارد ! عجب صبری خدا دارد !

احساس نیاز وجود دکتر رضازاده در مدیریت کلان  استان

http://shnobas.ir/uploads/thumbnails/thum-c96e94c0b0fedec2e5b-1212_97542.jpg

دنیا که شروع شد زنجیر نداشت

خدا دنیای بی زنجیر آفرید .

آدم بود که زنجیر را ساخت . شیطان کمکش کرد .

دل زنجیر شد . عشق زنجیر شد . دنیا پر از زنجیر شد .

و آدمها همه دیوانه ی زنجیر .


http://deltangi.net/wp-content/uploads/zanjir.jpg


خدا دنیای بی زنجیر می خواست نام دنیای بی زنجیر بهشت است.

امتحان آدم همین جا بود. دستهای شیطان از زنجیر پر بود.خدا گفت :

زنجیرت را پاره کن. شاید نام زنجیر تو عشق است.

یک نفر زنجیرهایش را پاره کرد. نامش را مجنون گذاشتند.

مجنون اما نه دیوانه بود و نه زنجیری. این نام را شیطان بر او گذاشت.

شیطان آدم را در زنجیر می خواست.

لیلی مجنون را بی زنجیر می خواست .

لیلی می دانست خدا چه می خواهد.

لیلی کمک کرد تا مجنون زنجیرش را پاره کند.

لیلی زنجیر نبود . لیلی نمی خواست زنجیر باشد.

لیلی ماند؛ زیرا لیلی نام دیگر آزادی ست.

 محرم ماه آموزش ایثار و فداکاری بر شیعیان جهان تسلیت باد

یا حسین این روزها بوی تو از سوی کربلا می آید. این روزها عاشقان تو در سراسر عالم آرام آرام لباس عزا برتن می کنند و منتظرند دلاوری ها و ایثارگری هایت را دوباره فریاد بزنند و از هر گوشه ای ناله های یا حسین و یا ابوالفضل برخیزد و اشک ها برای مظلومیت تو و یاران فداکارت بریزد.

یا حسین وقتی نامت بر گوش هایمان طنین انداز می شود دلها و قلبها می شکند و چه اشک های پاک و زلالی از چشمان جاری می شود.



ارائه پروژ دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی

بسمه تعالی

دانشجویان مشروحه ذیل ارائه خود را در تاریخهای تعیین شده ارئه خواهند فرمود.

علی اوسک  - منصور قزلباش        و    علی صوفی -حسین رسولی                     92/8/20

عادل پری -   سعید جنگلی          و     سیامک ذاکری   -امیر حسین خانی            92/8/27

بهرنگ بهبود -  فرشید جلال اقدسیانی   و  علی حمیدی   - توحید محمدیان            92/9/4